4) زلزله

خرید بک لینک

امکانات وب

ببین چقدر تنبل شدم که ماهی یکبار سر میزنم به وب..آقا دقت کردین چقدر زبان خوندن گرون شده؟!! الان دوره های موسسه ای که قبلا کلاس زبان میرفتم رو چک کردم..یه تعیین سطح انلاین 400 هزار تومنننن مگه دارییم... من حس اصحاب کهف رو دارم.. وقتی تعیین سطحش اینقدره خود دوره ی دو سه ماهه چقدر شده؟!اما خیلی دلم میخواد زبانو از سر بگیرم...الان حس میکنم اتباطم با دنیا قطع شده :/ دوره ی زبان خوب سراغ داشتین ممنون میشم معرفی کنید :) + نوشته شده در جمعه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 17:36 توسط  |  4) زلزله...

ما را در سایت 4) زلزله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: شنبه 18 تير 1401 ساعت: 15:43

دیگه بعد از یک سال و اندی باور کردم که قرنطینه و کرونا میتونه روان آدم رو از پا دربیاره.. این هفته از پا دراومدم :| من 3 هفته س به جز یک روز، نرفتم شرکت.. خل شدم در خانه رسما.. شما فکر کن کل هفته پشت میزت تو اتاقت باشی خب کسل میشی دیگه نه ؟ چهارشنبه رسما قاطی کرده بودم و هیچ حوصله نداشتم..بمیرم برای خودمون... چرا تموم نمیشه این لعنتی؟ من رسما بالای 4 نفر ادم نزدیک هم میبینم استرس میگیرم !! لازمه این رو  بگم که از اول کرونا من اینطوری بودم که نه مقاومت کنیم، چیزی که نیس.. خودمون مواظب روح و روانمون باشیم، شاد باشیم زندگی رو ساده بگیریم و و..... الانم دارم غر میزنم میدونم... همین که خودم و عزیزانم سالم هستیم باید شکر کنم، اینم میدونم.. اما اجازه بدید غر بزنم و برم به ادامه ی زندگیم بپردازم :/ من دلخوشم به یک صبح سپید.. که متاسفانه خورشیدش ناز داره و زیرلفظی میخواد تا از راه برسه :دیتنتون سالم و دلتون خوش  + نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت 18:40 توسط  |  4) زلزله...

ما را در سایت 4) زلزله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 96 تاريخ: شنبه 18 تير 1401 ساعت: 15:43

یک سال ننوشتم.. کجا بودم؟ صادقانه بگم پی زندگی سخت خودم.. چه سالی رو پشت سر گذاشتم.. پاییزش یک عزیز رو با شوک و فاجعه از دست دادم..غم و رنجش هنوز با منه.. دلتنگیش بی انتهاست.. زمستونش پروژه ای که به شدت دوستش داشتم و براش خیلی تلاش کردم ملغی شد.. و صمیمی ترین رفیقم برای همیشه از ایران رفت جایی که تا سالها نمیتونم ببینمش ..1400  سال از دست دادن بود برای من.. همش رو پشت سر گذاشتم و سعی کردم قوی باشم و نگذارم روزگار لبخندم رو از من بگیره.. تا حدودی موفق شدم.. روی پاهام ایستادم دوباره.. اما جای خالی عزیزی که ناگهانی پر کشید همیشه مثل یک حفره توی قلبم خالیه و گاهی دلتنگیش چنان به وجودم چنگ میندازه که دلم میخواد دنیا از حرکت بایسته.. این ماجراها یاد آدم میندازه که چقدر ناچیزه.. که به معنای حقیقی کلمه زمام همهی امور دست خداست.. هممون تو مشت خداییم و اون بهترین کسیه که موقع بی کسی و تنهایی میشه بهش پناه برد.. مطمئن ترینه..مهربون ترینه.. و موندگارترین.. + نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 15:11 توسط  |  4) زلزله...

ما را در سایت 4) زلزله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: شنبه 18 تير 1401 ساعت: 15:43

صفحه بندی